X
تبلیغات
meteor - متن آهنگهای صادق و حصین

صادق:

شهر پر شد از صدام از صدات

دم خور شو تو نگام با چشات

به برق توش خیره شو

پلکه ول نیمه شل

استرس زیر شوک

مخه چت میشه صبح

میشه صبح

دو تا عوضی تا خرخره پر

مخا خسته از زر زره دور

حرفای مفتی که قرقره شد

مسیر رو جر بده تو

 

صادق:

پیک ناشنا با سیگاره بعدش

یه عده آشغال که ندارن ارزش

جون دادی پاشون افتادی از چشم

اه... برد و باخت چه کوتاهه مرزش

از خط های پیشونیم و اخم ابروم

بفهمی زخمایی که لخته کرد توم

یه کوه تجربه رو ساختش ازم

که رو به رویام جا راستش ندم

 

سوگند:

من اینم خوب یا بد با بال پرواز

زمینم آسمون پامم رو ابرا

دنبال من نیا تا نری از یاد

من اینم من اینم من اینم

 

صادق:

میره روز میشه شب بعدش هفته

هر کی داشتی بهت زده رفته

همه آدمای دورت پر زدن پیش

بجز گذری یا که خب سر زدن هیچ

تنهایی رو یه جوری بست زدم

که آب زیرم نره و نمی پس ندم

شیرو صبحا بیداری

دود و شش رو میسابیم

عوضی واس من مرضیه

ولی و خستم از این بی خوابی

خواه نخواه از تاریکیا میری تو نور

خاطراتو میریزی تو یه جای دور

یه جایی که دیگه دستت نرسه

هیچ احدی نتونه بگه فکرت نجسه

یه عشق تو قاب داری و آرزو تو پوستر

یه جسم رو پات داری که آرزوتو برده

جدول منم که حل شدنی نیست

احمق نکن باس سر کنم این ریسک

کتاب رندگیمو مو به مو ورق بزنم

کوچه ی سادگیمو رو به روم قدم بزن

نوک قله با مداد رنگیام

پنجره پشتشو به یادم بیار

به یادم بیار حقی که خوردم

سهمی که بردم و زخم رو پشتم

یادم بیار که کیا کشتنم

کیا پشتم بودن و حالا دشمنن

 

سوگند:

من اینم خوب یا بد با بال پرواز

من اینم

دنبال من نیا تا نری از یاد

من اینم

 

من اینم من اینم من اینم

 

صادق:

خستم کرده این مسخره بازیا

دست هست مرگه تو منطقه با اینا

قاضی و داور باور لاشیا

باعث و بانی باختن ناشی هاست

ما پاییزو برگای زردیم

گل شالیز فصلای سردیم

مثل ما تو نسلای بعد نیست

ذاتی پاک و حرفای سنگین

تصویر اصلی و رسما بگیر

تصویر قلبیمو حسرت ببین

خسته ایم مث صدتای دیگه

پرسه تو محور فردای دیده

نه دیگه بازی نکن

پــَــ دلو راضی نکن

جا بگیر تو شهر تن

قد بکش تا حد من

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 15:54  توسط shahab sahebgharani  | 

 

صادق:

دوباره شب رسیدش منم و خودم و خدات

یه کامه ته نشینش بدن شل رو دوپام

بذار این لش بمیره وسط هرچی گناه

بذار این تن بگیره بوی کاغذای دلار

من و خدات دوتا دیوونه ایم

یه خونه داریم اون بالا و بیرون کره ایم

تو زندگی با زاویش تو روح من با قافیش

تو شهر پوچ و حاشیش تو عقربش تو ثانیش

لباس میکنم شیشه هارو میشکنم

زمین میفروشم آسمون میخرم

یه خنده کج به راست با دوتا چشم ریز

رو گردن خدات میشم یه سینه ریز

به جای کلتون فریب و میخورم

صعود و میبینم مسیر رو میدویم

با این حال هستم حاجی اونقدی که گفتم

این خیلی حرفه مشتی کس بشی تو غربت

 

حصین

یکمی صبر کن

من هنوز اینجا کلی کار دارم

یکمی صبر کن

یکمی صبر کن

من سوال نیستم جواب دارم

یکمی صبر کن

یکمی صبر کن

یخورده واستا   یکمی صبر کن

آه

 

صادق:

تو که دیدی اینارو ازم

خل و چلی،  بیدار و نسخ

دنیامون چی داره اصلا

هی میگی کافیته نزن

هنوزم لقم هنوز مثل برگم

میرم به دست باد و اونجا هم که حق هست

واقعی شد ادعام

گم شدم تو ازدحام

شدم قطره قطره آب

پرم قد لحظه هام

له شدم تو همین وضع

شییر شدم تو همین وضع

اونقدی که نشن هضم

اونقدی که بشیم جذب

 

صادق:

خدا میدونه که تو دلم چیه

میدونه میپرم از رو پرچینش

میدونم میگیره دستم یه روز و میکشه پرده از رو تصویرش

لخ و لخ پات روی خش و خش برگا

فصل هر وکره رفت و باز رسیده سرما

همه چی خاص تو یه روز عادی

یه روت احساس و یه روی مادی

 

حصین

یکمی صبر کن

من هنوز اینجا کلی کار دارم

یکمی صبر کن

یکمی صبر کن

من سوال نیستم جواب دارم

یکمی صبر کن

یکمی صبر کن

یخورده واستا   یکمی صبر کن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 15:53  توسط shahab sahebgharani  | 


صادق:

شرمندم اگه بدم

هرکس بود نده صنم

بذا بگن غریبه ام

نذا کمرم شه خمیده تر

آبروت دس بگیر

اعتبار پس بگیر

حق میدم بهت خسته ای

راه تو که بسته نیس

عزیزم خستم

چون دست و پام بستن

نبینم کفری باشی یوقت از من

شرمندم

اگه مثه زهر تلخم

اگه مثه برگ زردم

اگه پاییزم و توی فصل مرگم

نه ، دیگه نشینی پام

ته ، رسید مسیر ما

هـِـه ، دوتا اسیر باد

هی نـُــتا همیشه فالش

شرق شرق صدای چک

تق تق صدای در

دو صدا که دیگه در نمیاد

و

بحث من و تو سر نمیاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 15:52  توسط shahab sahebgharani  | 

صادق:

به نام اون خدای بالا و روزای خوب

همه چی تو شعاع نور

سگ دو واسه ی یه تیکه نون

هـــمم

گل بل با مملکت

وقتی تحریم حمله کرد

هرکی تومون چپه کرد

ما که بیرون دربه در

از ناچاری پس

یه گوشه لش

سیگارت پر شده فیتیله تش

خسته مغز

گوشت و مرغ گرونی محض

بدون مرز

نداریم ترسی از

گشنگی یا پول قبض

چون عادت کردیم ما

طاقت کردیم آه

شیشه های الکل میرم بالا قلپ قلپ

شکل زندگیم قشنگه از بیرون تپل مپل

نیستم مثل بعضیا

فاز لاتی زد زیاد

رو لباسم خط چشم

رومه هرجا صد تا چشم

ساختم خوب از بدترین و

واستادم لا برترین و

شهر من نفس بکش

سهمم رو ازت بدش

من هنوزم شاکیم هم از خودم هم اجتماع

تهران دارم میبینم از بالا تو ارتفاع

 

اندیش:

کنار بیا با هرچی درد توی سینس

فشار بیار به پات شو تک سوار بی اسب

نگام به سمت خط صاف توی جاده

دلم یه کوه غصه از گذشته ساخته

دنبال جاییم

تو رودا ماهیم

بی اسم و ماهیت

همیشه جارییم

بشو تو با من هم سفر

بخر به جون تو این خطر

 

صادق:

آب که توی دستمه

یه مسته لمس مسخره

یه خسته از همه

با خنده میگه بسمه

کی عین من

لال بین جمع

سخت مثل سنگ سفت

گول اما خم

تو،  تو فکر چی؟! هان

از دنیا چی میخوایی

بزن غل جی جی ها

بشینی ببینی چی میاد

ببین نه بچم نه فکر فتح پرچم

مث تو واسه چند تا گوش

سرشناس تو چند تا گوشت

زل بزن به چشمام

نیست غرور اشباح

پلکات رو هم بذار و بعد تا ده باهام بشمار

صاف و ساده عین خاک

یه تک مسافر توی رات

این حجم دیده هاست که میشه فرق بین ما

گفته حرفا پشت سرم من یاد گرفتم گوش ندم

حول دادی و توش نرفت

چون مـِـنــ بعد ملت پشتمن

باز دست گذاشتم خشتم

یه نسل رو من نوشتم

جون دادم به سبکت

اِشـــَـــک

پس یه جور فرشتم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 15:51  توسط shahab sahebgharani  | 

صادق:

چــُـمـباتمــِـه، زده کناره دیوار

قول داد بم، باهام میمونه بیدار

باز من، چند تا عکس و تصویر

وای از صدتا فکرو تصمیم

هه

تا حالا با بال من پر زدی

سره کسی رو از تن زدی

تو ترس و وحشت، اشک و عقده

لرز و بغض، شک و شبهه

دنیا فرق بینش مشتی

دره ها تا قله

کوچیکا دیروز، امروز برات میشن یه چیزه گنده

چار پاره استخون یه لایه پوست و

بالای پشته بوم یه راهه سوخت و

زخمای کهنه با سلاحه دوست و

جیغای پخته با صدای رو مخ

همه چی می گه برگرد

قدم بر ندار احمق

 

جاستینا:

بیدار

مثه یه بغضم و بیمار

از همه خسته و بیزار

خیره به عکس رو دیوار

بی رحم

پر از درد و کینه است

دلی که عاشق و بی ترس

می ره به جنگ ولی بی کس

 

صادق:

بی شک الان

بی سرپناه

رفتی تو با کله تو هر منجلاب

بی هر طناب

ههه

ببین می دونی می مونیم دیوونه

ما ها می سازیم می رونه می کوبه

تا بود که بوده

بازی با اونه

بازنده ها تو و برنده بیرونه

ساقیا وحشیا لاشیا مشتیا عاقلا احمقا عاشقا ابلها

بدونین بگیرین خداست یه دونه

ههههع

یه قدم دو قدم بازیمو بلدم

یه نفر دو نفر جمعتون طرفم

نترس که پپه اس و

زندگی دلست و

نباز به هوس

بلبل ببین آواره ترم از اونی که بخوای دراری آماری ازش

امثال تو که لا ماچ ننش

شدن لش باز خالا با ما چپن

خوشگلین چون گشنم

حس ترس رو کشتم

من بزرگ برد و باختم

هه

حیفه باشیم دشمن

 

جاستینا:

بیدار

مثه یه بغضم و بیمار

از همه خسته و بیزار

خیره به عکس رو دیوار

بی رحم

پر از درد و کینه است

دلی که عاشق و بی ترس

می ره به جنگ ولی بی کس

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 15:49  توسط shahab sahebgharani  | 

ورس1:
ادمک سلام / کجای قصه ای / اهنم الان دوراهه زندگیم
از وقتی رفتی من دارم لا فیلترا میخوابم / الحق که سختی مشتی من یه خورده بی اراده ام
یه بی اراده اما سزامو دادم
منم یه نخ سیگار با عادت های قدیم ندیم / چشمم به در دیوار تو عالم های عجیب غریب
دلم گرفته باز از ادمای سگ مضیر / قلم میرقصه باز رو کاغذ های خط خطی
خــــــب حاجی زندگی همینه / گذشته ها گذشت و رفت بالایی کریمه
امروزت باشه فرداها خمیره / ببین کور بشه دو تا چشمی که نبینه
شیشه باز شکست رو دست / چیکه چیکه خون رو فرش
ریمل و سیاهی اشک من بی دل بی فکر و لش
نه من بدم نه تو / نه جو زدم نه خل
نه خالی ام نه پر / رو مغز من ندو
اینجا شهر وحشی هاست باخت ها مال مشتی هاست
بکش تو حبس کن چرک تو تو هضم کن
از این قبیله برو / هار و دریده بدو
حق خودتو پس بگیر / دنیاتو تو پس بگیر

ورس2:
پشت من مالید به خاک / خوش به حال زنده ها
مرده ام رو این حساب / له شدم تو هم بساب
نزار که درد برسه به استخون خورد بشه / نزار که یه شمع کوچولو تو مسیرت نور بشه
نخواه که مرد بشی قهرمان شی طرد بشی / نزار که خسته شی از هدفت سرد بشی
بلند شو رو دو پات بپر تو با دو بال / بکش اون بادوبان(بادبان) خدات که باد و داد
از تو حرکت از اون برکت / دستت پرچم سمت مقصد
من که غرقم تو خودم / روحمو هی میجو ام
مه گرفته اتاقمو گل گرفته دو بالمو
خدایی حیفه وقت / نشی تو عین من
پر که شدی داد بزن جیغ بکش / جیگر این دنیارو به سیخ بکش
سنگ گنده بردار پرت کن سمت فردات
خنده کن به دردات زنده شو لا اموات
نه مثل من یه مرده
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 15:33  توسط shahab sahebgharani  | 


مثِ من باش و بار و بشکون قانون هارو
مثل منی پس عشق خایه هارو.
رد بده که اشتهای مارو
هیشکی نداره خدا اشتباهی جارو
نداده به کسی نه چیمیگی تو جدیدن
چی زدی که فک میکنی شدی الان شیبه من
پنجا چندی میشینی‌ بام
پَ بپا نرینی که برینی من سیمامو گای*دم .
میدونی دنیا جنگه رنگی نیس
چُل باشی میره رو مغزت سنگینیش
سوخت میدی میبینی باختی شکی نیس
پَ تو یاد بگیر نگیری جو فردینی
تو شب و دیدی منم اینجا پاکی
صبح ، چشما بس که چاقیده
خب ، خط شدن رو صورت و باز بیداریم
کس خارِ پَ اونی که خوابیده

کورس 1 :

گیریم گنده باشی میخوری به در دیوار
یا که میره بهت ته سیگار
روی آسفالت نمیبینم رد پاتو پَ
نمیمونه دیگه حرفی بات

گیریم گنده باشی میخوری به در دیوار
یا که میره بهت ته سیگار
روی آسفالت نمیبینم رد پاتو پس
نمیمونه دیگه حرفی بات

ورس 2 :

شبا لای هم صبا کنده میشیم
به هم میایم ولی مال هم نیمشیم
تو یه بدی یو منم در رو ام
فکر منی منم فکر تو و جیبت هر دو ام
شاکی نشو اگه نکنم خو تو میکنی به جام
اینور پَروپا کا ا میسوزن با کونِ گهی یه جا !!
نده معرفتی ، ما خودمون 3تا برادریم
شهردار و سردارو یکی فاز تراوری..
همه رفیقامم دورم واستادن
نشو صمیمی بام اگه 2بار بات دست دادم
دفع بد هم اگه من و دیدی نمالی هیچی‌ لاش
نزدیک نیا از اون دورا تماشاچی باش
اینجا مدلشِ یه شبایی ولیییی
نمیدونی قاطی اینا بمونی یا بری
لزجا و جوبییا ، کمری بوبیا
یا اونی که سوما رو بسته بازو رو بیاد

کورس 2 :

گیریم گنده باشی میخوری به در دیوار
یا که میره بهت ته سیگار
روی آسفالت نمیبینم رد پاتو پس
نمیمونه دیگه حرفی بات

گیریم گنده باشی میخوری به در دیوار
یا که میره بهت ته سیگار
روی آسفالت نمیبینم رد پاتو پس
نمیمونه دیگه حرفی بات

ورس 3 :

حالا بِم بگو بلدی چی!
لاشی باز شدی هوَل چیم!
بگو کوچیکه ی من و میخوای
یا لب شیشه ای لول و روی کمره چیل
ببین خوشگله تو که من و ندیدی
به من نمیخوری اخه خا*یحمال قدیمی
واسه تو که جای لای ما بپری نی
پَ گندت و بیار هرچند اونم واسم عنی نیست
صدای موزیک و ادمای لــشِ پَلوم.
میگه که اتیش کن صدات و توی گلــو
به فال نیم بگیــر اتفاق بدو
تو من و دوست داری منم رختخابو شب و با تو
صدای لب و با توف ، اتاق و در با قفل
من و تو و صبح صورتکه نمه با پف

توری کویری با همه بلدیات
که میخای اینو نکشیده بدی بغلییات

کورس 3 :

گیریم گنده باشی میخوری به در دیوار
یا که میره بهت ته سیگار
روی آسفالت نمیبینم رد پاتو پس
نمیمونه دیگه حرفی بات

میکشیم این شیزولا رو جوری با بینی
که برینن این موگلای باب مارلینی

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1391ساعت 19:42  توسط shahab sahebgharani  | 
مثله برگ تو دسته باد//وول بزن تو لحظه هات

سخت نگیر که جفت شیش نداد // فکر یار پشتیت نباش

آقا من همینم ، لعنتی من // رنگ سختیا رو کم ندیدم

جا صبحونه نبوده دم نگیرم // صبح بیدار بشم و شب نمیرم

با کله تو ظرف تونی و خط رو مغز // مکمل ویسکی و قفله فک و لب

زدی به بیراهه بیرون جادّه // صدی به یکی ببری با دّل

مشتی وقتی کندی برنگرد // هرچی باز کردی در نبند

نشو هیزم آتیش جنگ // پاشو در رو از عرصۀ تنگ

دل نبند به هر انی // فکر نکن که برتری

خیلیان که از من سرن و // اما الان موندن عقب چون

من تنهام خداست پشتم و // سختیا رو تو راه کشتم

تو متکی به همین باش و // دست بذار رو زمین پاشو




کروس [ سوگند ، حسین ]:
تو سینه ها، پیچیده خاک ، عقیده ها اسیره باد
این شده تصویر دلم از شهره من ، ااای...
نه پایه رفت نه جای حرف ، تمامه شهر فضای ترس
آسمون ابراتو ببر از شهر من ، ااای...

ورس 2 [ صادق ]:
حاجی بردن با باختش قشنگه // سوختن با ساختش قشنگه
خوب در کنار بد قشنگ و ، مسئله با حل راهش قشنگه // خریم نی که پاش نلنگه
یه نگاه میندازم توی آینه // میبینم خودمو که چطور شدم باز چت
نمیدونم چی چی منو خواسته // این دختره که چسبیده منو باز سفت
زمان میره جلو // من لم میدم راحت یه زنجیره کلفت
با ته ریش و ساعت یه علف خوش مود با آهنگ ملو // من ، همونی که زد به دریا دلو
کلا" حسش نی، لش کردم // خلم با خودم لج کردم
کج کردم راهمو سمت یه وری // که هرچی تا امروز باختی میبری
همه چی آرومه جنگم نیس // شمع وعود روشن بوی جنگل خیس
زندگی شده هردنبیل // نگرد تو قصه هاش چون گشتم نیست
ببین غلط غلطه چه بخوای چه نخوای // زندگیتو بپای یا نپای
سرنوشت از قبل نوشتس و// منم و قلم و همین دست نوشتم
معجزه منم ، معجزه تویی // یه خدا داری اون بالا که منکره تو نی
نه اسطوره میخوای نه پیغمبری // تو منو داری من تو رو نگو کمتری

ورس 3 [ حسین ]:
روزات که تو خوابیو شب زنده ای // تو جنگی و دلخوری از زندگیت
تا فندکو لب سیگار میگیری // هوم! شعله جنگو میبینی؟
باز، مهره هاتو میچینی // دست تو نیست اصلا" تهه این بازی

کروس [ سوگند ، حسین ]:
تو سینه هات پیچیده خاک ، عقیده ها اسیره باد
این شده تصویر دلم از شهره من ، ااای...
نه پایه رفت نه جای حرف ، تمومه شهر فضای ترس
آسمون ابراتو ببر از شهر من ، ااای..

کروس سوگند حسین
تو سینه ها پیچیده خاک عقیده ها اسیره باد
این شده تصویر دلم از شهره من ااای
نه پای رفت نه جای حرف تمومه شهر فضای ترس
آسمون ابراتو ببر از شهر من ااای

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 23:12  توسط shahab sahebgharani  | 
دوباره بارید از آسمون شهر برف
زوده ولی پاییز نیومده در رفت
میان پایین از بالا دونه های برف
الهی شكر همه چی روبراهه مرد
همون که روزی بود اونقدی که روزی بود
راضی بود بسش بود دنیا توی دستش بود
زیر پاش لغزش شد ، دنیاش بی ارزش شد
طرد شد ، سرد شد توی مشکل غرق شد
شدش یه نرده مرده بین زنده ها
 همیشه تك و تنها دور از اجتماع
دیر اومد و زود رفت غرورشو خورد كرد
 امروز و فرداهاش از دیروزش پوچ تر
تكوندم شونه هامو اشك روی گونه هامو
واسادم رو جفت پاهامو زیر پرچم خدام
كندم كلا از همه این آدمای مسخره
حتی شهرم پر تنش هر روزش یه جور پر مسئله

همینه ساز زندگی و غم
با مسیر تارش میمونه با من با پای پیاده

یه نگا بنداز توی شب چراغا روشنن توی شهر
همه چی قشنگه اما از این بالا مث بارون و زیر چتر
حس شاعرانه ندارم اصلا" یك از خودم دو از این آدما خستم
که قفل میشن رو شعرای Freaky فروغ و
تلخی حقیقت و شیرینی دروغ
همه گمن و یه جوری نقشن
یا بكنن یا تو فاز پایین و پرچم
یه سری تو همین رنگا می میرن و
یه سری تو نخ جیب و نتیجه چند چند
حرفام نقده  نسیه نی
تو گوش خریدار بیار من مسیرو قیر
تنها باش چون واست مفیده
مث من یكی كه سایه اش سفیده

همینه ساز زندگی و غم با مسیر تارش
میمونه با من با پای پیاده

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 23:11  توسط shahab sahebgharani  | 
دوباره تنها تو اتاق با چارتا دیوارش لش رو زمین و 1 لم رو بالش
چشما نلبکی و قرغابه خونه عقربه داره از فردا میخونه
تیک تاک .. پیاده راه میره روی مخم .. بین منو خودم
جنگه مشتی تویه خاطراتم میگه تاتویه قبرتم من باهاتم
چیکو چیک قطره ی بارون بیرونم سرحال و از توم یه داغون
دیگه نمیزارم تو مسیری پا داش تا دنیا بیاد سمتم اگه که کار داشت
اوف چه دود غلیظی بود تو مغزم حس کردم مریضی رو
اما میکشم اونقدر ببینم آخرش تا یا اون منو یا من خواهرش
همخوان:
منو یه جعبه سیگار .. وقتی که در و دیوار ... همه ی شب تا صبح رفیق من بود
من بازم وایسادم .. دنیامو پاس دادم .. با همه سختیاش به خم ابرو
آخر دیدی تنهایی هی مردو بازم ، زدم به استخون این درد
ورس 2:
ترس و وحشت از گذر ایام مغزم درگیر به فکر فردا
خاطراتم شد خوره روحم دنیا بازم خودشو رو کرد
.
قفلی زدم روی دود دور چراغ خط صاف جای دو تا چشام
انگار سالهاست این اتاق خالی و راکته هیچ صدایی نمیادشو کاملا ساکته
یه چیزی بم میگه پسر واقع بین باش خودتی و خدات پس واقعی باش
تو نداری چیزی که بخوای از دست بدی پشت کردی به زندگیت از خستگی
آره بازنده منم که همه چیشو داده یه بی جنم که همه چی از سرش زیاده
مگه حق نشستی پس بزار بیدار شه مشتی پس جوابه بندت چی میشه
من یه چهرم حاجی با صد تا نقاب تو نمیتونی ببینیش حتی به خواب
شبا فکرمو جوییدم و با قصه هام خوابیدم اعتراف زندگی زیرت زایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 23:10  توسط shahab sahebgharani  | 
ورس 1: 
یه روزه گرم می سوزه تن 
صاف و آبی آسمون بدون ابر 
نگاها چرخید به من منم که بدبین یه کم 
می خوان هی نزدیک بشن یه خورده سنگینه جو 
سوهان روح من زالو بس به خون من 
بالا روی کول من مجبورم که رو ندم 
لاابالی آش و لاشن 
باس یه چیزی باشه پاشم 
ته امید یه نقطه نور 
آرزو تو راه دور 
به جای جنگ لش کنیم کنار هم 
یه کام نرم بعد بریم یه جای امن 
دست بیاد رو کمر تو از تو جیبت گل بدی 
لب رو لول و چپ تو جوینت هستمت چون خوشگلی 
کورس: 
باز منـم با سختیای شب ( دوباره من دوباره من دوباره من ) 
کاش بباره آسمون شب ( بباره بد بباره بد بباره بد ) 
تو سکوت کوچه های تنگ ( صدای سگ صدای سگ صدای سگ ) 
با سرود زوزه های من ( فشار قبر فشار قبر فشار قبر ) 
ورس2 
چسبیدم به سقف باز 
غش میرم رو تخت باز 
حس خوبه پرواز 
قوطیای در باز 
لپا گل سرخ سرخ 
دو تا گل توی رول 
دو تا دخ لخت و خل 
فیسا ناز ک*ن تپل 
بیرون زمین در یه گله ... زومه روم 
به دوستی دست میدم چون سخته پاشن رو به روم 
سُر بخور تو شیر بام 
مستنده فیلما 
کرده هامو گفتم 
کل شهر روم قفلن 
تا بود که این بود من 
دلم که شیر بود هه 
خدام تو دید بود 
ببین چشامون سیر بود 
بگیر از ما یه جنس جی جی 
با زیل و شاه و بی بی 
نبودیم خوب یه وقتی 
گذشته خوب ر
ورس 1: 
یه روزه گرم می سوزه تن 
صاف و آبی آسمون بدون ابر 
نگاها چرخید به من منم که بدبین یه کم 
می خوان هی نزدیک بشن یه خورده سنگینه جو 
سوهان روح من زالو بس به خون من 
بالا روی کول من مجبورم که رو ندم 
لاابالی آش و لاشن 
باس یه چیزی باشه پاشم 
ته امید یه نقطه نور 
آرزو تو راه دور 
به جای جنگ لش کنیم کنار هم 
یه کام نرم بعد بریم یه جای امن 
دست بیاد رو کمر تو از تو جیبت گل بدی 
لب رو لول و چپ تو جوینت هستمت چون خوشگلی 
کورس: 
باز منـم با سختیای شب ( دوباره من دوباره من دوباره من ) 
کاش بباره آسمون شب ( بباره بد بباره بد بباره بد ) 
تو سکوت کوچه های تنگ ( صدای سگ صدای سگ صدای سگ ) 
با سرود زوزه های من ( فشار قبر فشار قبر فشار قبر ) 
ورس2 
چسبیدم به سقف باز 
غش میرم رو تخت باز 
حس خوبه پرواز 
قوطیای در باز 
لپا گل سرخ سرخ 
دو تا گل توی رول 
دو تا دخ لخت و خل 
فیسا ناز ک*ن تپل 
بیرون زمین در یه گله ... زومه روم 
به دوستی دست میدم چون سخته پاشن رو به روم 
سُر بخور تو شیر بام 
مستنده فیلما 
کرده هامو گفتم 
کل شهر روم قفلن 
تا بود که این بود من 
دلم که شیر بود هه 
خدام تو دید بود 
ببین چشامون سیر بود 
بگیر از ما یه جنس جی جی 
با زیل و شاه و بی بی 
نبودیم خوب یه وقتی 
گذشته خوب رو دیدی 
کورس: 
باز منـم با سختیای شب ( دوباره من دوباره من دوباره من ) 
کاش بباره آسمون شب ( بباره بد بباره بد بباره بد ) 
تو سکوت کوچه های تنگ ( صدای سگ صدای سگ صدای سگ ) 
با سرود زوزه های من ( فشار قبر فشار قبر فشار قبر)
و دیدی 
کورس: 
باز منـم با سختیای شب ( دوباره من دوباره من دوباره من ) 
کاش بباره آسمون شب ( بباره بد بباره بد بباره بد ) 
تو سکوت کوچه های تنگ ( صدای سگ صدای سگ صدای سگ ) 
با سرود زوزه های من ( فشار قبر فشار قبر فشار قبر)

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 22:42  توسط shahab sahebgharani  | 
یه صبحه دیگه باز نمیشه چشمت
آفتابه رو فیست آشوبه تو فکرت
گمی تو تقویم که دیروز یا فرداس
نایه حرف زدن نداری چه برسه فریاد
زدی به دریا دل نمیره از یادت
شبایه تاریکی که مثله صبحه فرداته
دروغه خندهات هزارتا حرفه هر نگات
گندیدن توخواسته هات شد سببه تلخی لحظه هات
کسل بیحالو خسته با دوتا باله بسته
مثله کتابی که روش لایه هایه خاک نشسته
یه جورایی قدیمی مثله یه عکسه کهنه
نه تهِ دره میری نه سمته فتحه قله
توهر صفحت یه صحبت تو هر صفحت یه کینه
هزارتا حرفه مبهم تو هر ورق قرینه
بخارِ تویه آینه داره بت اینو میگه
مشتی محوی اما بزرگه دل تو سینه
دنیارو دیدی کجا رسیدی ستاره شدی یاکه اونو چیدی
تو داری به رویاهات میخندی یاکه نه هنوز بشون کمی پابندی
تو فکر و بی صدا پشته پنجره وای
تو ترسه پیچه راه مشتتم گره باز
یه بطر عرق یه پک علف با دسته پوچ و صد هدف
هزاری حرف از هر طرف
میری مسیرو اشتباه
نه میشه رفت نه میشه موند
شبیه من شبیه اون
شبیه خیلیا تو زندگی که انگار
رویاشو باخت به بچگی تو ورقه هایه انشا
به حقیقتایه زندگیش عقیده هایه اجبار
نه ساختی نه سوختی بی توجه رد شدی
از نزدیکات تو مشکل بی توقعتر شدی
نه طعمِ برد و لب زدی نه تلخی باخته سرسری
نه پا به جنگیدن دادی نه تن به هر شکستنی
اما من نه میرم تا هر جا شد
بدبخت میخندم اما تو
کاهم کوهه از چشت
هییشششش بگو
خوب بازی کردن یا نتیجه تهش کدوم ارزشه؟
دنیارو دیدی کجا رسیدی ستاره شدی یاکه اونو چیدی
تو داری به رویاهات میخندی یاکه نه هنوز بشون کمی پابندی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 22:39  توسط shahab sahebgharani  | 

شبا بیدار تا خود 5 شب کنارم هرکی نشست و منه کله شق

گازو گرفتو لایی کشید با شعله پرموسی زیر ...ی که چی

شبا بیدار تا خود 5 شب کنارم هرکی نشست و منه کله شق

گازو گرفتو لایی کشید چشامون قرمزه بس که بیداری کشید

 

داداشی نه من تو فاز تو نیستم

مسیر زندگیم ردیف و پیچو پر ریسکم

دوس ندارم هی را به را اسیر پلیس شم

روزامم پره دورو ورم جیره خور نیست کم

خراب و مست رو زمین های خدا

این زندگی انگار ما رو خریداره دو راه

چسب زخم .........

من زندگیم اینه تو چی سر کاری الاغ

هه هه

زندگی بوده نمه به کام

گوش پره دور و ورم عینهو زن بکام

یه کوه مشکلم اگه بوده تنه به پام

یه جوری حل شده قبل اینکه منو ب*ان

هوای همو دارم نداریم غم مالی

دوباره منو گاری چه فازه سر حالی

سطح شهر دوباره منگو دیدی

اما تو پیاده ما سواره اینفینیتی

 

شبا بیدار تا خود 5 شب کنارم هرکی نشست و منه کله شق

گازو گرفتو لایی کشید با شعله پرموسی زیر ...ی که چی

شبا بیدار تا خود 5 شب کنارم هرکی نشست و منه کله شق

گازو گرفتو لایی کشید چشامون قرمزه بس که بیداری کشید

 

چای داغ با یه مالبوروی کون قرمز

چشما روت اما دنیای تو فول دپرس

بیخی حاجی بزارن بگن ابلهه

تو دیدی بگو باشه بعد بزن قهقهه

نخورده سر همه به سنگ که خو

نبون همه تو تاریکی شب که تو

بودی و شنیدی صدای زوزه هار

غژغژ اسخوان ناله های مارو

نیت فالتم زیدت نبوده

هر روز سر مشتات از حرصت کبوده

کوبیدیش دیوارو دور چش سیاهو

تنهات گذاشته نور چشمیا

دودت تو پوله لولت تو پودره

هرکی هر راه اومد شاشیت او مودرت

خیل خوب اینم ردیفه تو تکو تنهایی یه دنیاس حریفت

 

شبا بیدار تا خود 5 شب کنارم هرکی نشست و منه کله شق

گازو گرفتو لایی کشید با شعله پرموسی زیر ...ی که چی

شبا بیدار تا خود 5 شب کنارم هرکی نشست و منه کله شق

گازو گرفتو لایی کشید چشامون قرمزه بس که بیداری کشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 22:37  توسط shahab sahebgharani  | 

یه چند وقتیه که دوره من خلوته

حالا داشت موند با همین یه ورقه

که قلم میرقسه روش عین اون جمیله

همه نمک نشناسین عیبتون همینه

اشتب از منه که دستو تا ارنج عسل کردم

حار شدین اره؟ قیدشو زدم بیخیال رفیق

دوست میشه بات یه زیقی جای شیر

بگزریم دلما پر تر از ایناست یه الافیم تا شهر شب دودو سیگار

 اصن نمی دونیم ایجا چیکاره حسنیم

سیر دود عالمیمو بازم همیشه  نسخیم

ای خاک تو سرم یه عمره خوابیدم

میگم با تجربم هه چاییدم

یه پیرمرد تو جلد جون ٢٠ ساله

یه سگ ولگرد یه لاشخور ٢٠ ساله

ببین بابا ددیو نگفتم که

خیابونو میگم حاجی

اگه قسمت شه میری توام توش یه قدمی بزنی

بین گرگا نمه نفسی بتنی 

 عمو اینج کون لختاش خیلی زیادن

مایه دارای مغزی که هنوزم پیادن

ما انم که میبینی یه رفیق داریم

سیگارو گاری روش تو وقت بیکاری خدایی بیماریم

 

این چرخو فلک که ما در اون میلانیم 

فانوس خیال ازون مثالی داریم 

 خورشید چرا دور عالم فانوس

ما چون سوریم که اندرو گردانیم

ااااااااا ااااا  مممممممم  ممممم

پنجره بازه یه سوزه سرد میاد

چون سیگاری جلوت شده یه تپه ته سیگار

ادمای تکراری عقاید کهنه

بو تعفنشون بلند شد از سر سفره

کچلو ی من زندگی ٣ کام حبسه

شنگول میشی اگه این ٣ کام حبسشه

نزار چپ شه دنیا باهات

دس به یقه شو یجوری با کل خوابات

ببین اینجا همه چی یه جور دیگه میره

هر چی گره باز کنی باز جایه دیگه گیره

به خودت بیا نشه روزی بگی دیره

که دله ترین دله دنیاشم سیره

عقربه که میگزشت عمر بود میرفت

تازه فهمیدم بابا کم گفت بیربط

که پسرم همیشه حواست باشه

تا خلاصه یه دری رو به زندگیت وا شه

ولی گوش نکردم خر بودم یه کم

جونا جاهلن بار کمبودم پدر

خلاصه کلوم ما دنیا دیده ایم

این من من نبوده ام دنیا رید به این

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 22:30  توسط shahab sahebgharani  | 
صبح بخیر ایران شناختی؟ همون صادقم ها
همون کودکی که میدوییدش رو به فردا
همون فابریک خودت ساخت وطنم
ببین جنس همسایت چی ساخته از تنم
بیخیال تو که سرت گرمه به سیاست دورت به دولت مردت
کجایی پس بابا همه ازت میترسن
از صدقه سریت بهم میگن تروریست رسما
یادته مامان قصه میگفت تهه قصه همیشه آقا گرگ میمرد
میگفت خدا دوست داره و همیشه باته
هرجای مینیبوس فرشته دنبال راته
مامان رفت اما گرگه اینجاست
خدا دوسمون نداشت اه تف تو این شانس
وای نگا کن آسمونو , آب جوبو , دود و دم نگا کن
آبرو رو بردیم لاشی , کم خوردی از گوشه خاکش حاجی؟
ولشون کن چطوره احوال خودت؟ تن و مغزا در میرن از مرزای دورت؟
تو که گربه بودی پس چرا کفتار شدی؟
مهر و صفا داشتی حالا کف خواب شدی
تو که همه چیتو دادی لااقل حواله بگیر
جا اینکه بشینی و روزا یه هوایی بدی

چطوری پسرم تو نشناختی مثکه ایرانما
همون آس خاورمیانه حکم طلا
چیکار کنم بچه هام زدن بی راهه
نمیتونم ببینم چشاتو روم سیاهه
من هنوزم سرزمین چهار فصلم
همه گرگا دنبالم من چهار نعل در میرم از دستشون
از من نشون نمونده دیگه توی این زمین گرد
به غلط پر شدم از عقاید فکر
تو چی میدونی اصلا که چی گذشته بهم
تیتر اخبارم ولی چی اومده سر دل
تو دل منو دیدی میگی راه دشواره
ولی من رسیدم ته خط و بار پشت داره
ایرانی که میبینی از تلخی تجربه هاش
غیر خدای بالاسر همه چپ شدن باش
پر زخمه این تیکه خاک خودت دیدی
میخوام مستقل شی ولی جوون میدی
من بچه هامو دوست دارم عین تو پسر
جر کشتونم هرچی خواست بیادش به سر
تو هم برگرد برو جایی که ازش اومدی
اینجا نداری جایی واسه موندن اخوی
نه نداری جایی واسه موندن اخوی
نه نداری جایی واسه موندن اخوی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 22:16  توسط shahab sahebgharani  | 

هی چه فازه سنگینی

همه چی سفید سیاه چیزی رنگی نی

بازم منو یه جسم لشو بی حال

دوباره رنگه پوسته شده کچه دیوار

وای انقد کشیدم که نمیگیره خندم

با چشمام قفلم به این آتیشه رو فندک

یه اتاق تاریک با بوی دود گاری

چه بخت گندی داری تو جیب خالی

نگو که هستیم رنگ مشابه

من یه عمره رو صورتم خنده قاچاقه

من مردم پسر یه عقدم که سر

تا پای مسیرو همیشه خوردم به سنگ 

اگه که مردم و حلال کنید

اما آره تا الان ساختم ولی الان بریدم

از خودم از همه

از میزه محکمه از فکره فرداها که روی مغزمه


صادق:

من مردم یا زندم دقیق نمیدونم

یه زمین خورده خاکی از دنیا بدورم

بی خی زندگی شدم که پره پیچو خمه

رسیدم تهش کشیدم بیرون کل زیرو بمش

اونقد بالائم که نمیتونم حرفی بزنم

اونقد میکشم تا بمیرم دل نمیکنم

گوشت نشد به تنم اونکه تا حالا خوردم

باختم هموناییم که تا حالا بردم

ببین قانونشه فرصتاتو پشت سر می زاری

اونوقتی که تو رویاهات داری چشماتو میمالی

ولش کن بابا بزا یه بارم دنیا ببره

قبل اینکه یکی تو رو 3 تا گلوم بزنه
حسرت جفت پاهام واسه صاف وایسادن
ببین چیه با وجدان خودم داستان دارم
این رسمه روزگاره
مثله تنه ماره
میپیچه دورتو دست
تو
زندگیت ادامه داره

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 22:11  توسط shahab sahebgharani  | 
برو جلو هنوز راه بازه مرد
با همه غمایی که داری باز تو بخند
دردا روی تنم خالکوبین
نمیخوام زندگیت بشه داستان من
برو جلو هنوز راه باز مرد
با همه غمایی که داری باز تو بخند
دردا روی تنم خالکوبین
نمیخوام زندگیت بشه داستان من

دوباره منمو من جلومون در وروردیه
حسم مث تنهایی بعد شلوغیه
هم خوبه هم بد صبورو تک پر
با آدمای دورت از هر جوری بدتر
نه قصه بلدی نه اهل قصه ای
نه جنس تقلی نه قسطی زنده ای
پاهات راه میره اما دلت کلیده
اخلاق همیشه روش یکی تلی ریده
تو دفنی پشت خاک خاطراتت
دل تنگ پولی بعد خانواده
حرفتو قورت میدی تا شنونده شی
پر حرفی ولی خب میگی بزنم که چی
تا صدای برندت باشه جای بلندتر
فس تلپی توی خونه پا منقل
و لم دادی رو همه کبودیات
و زیر لب میگی این طعم جوونیاست

برو جلو هنوز راه بازه مرد
با همه غمایی که داری باز تو بخند
دردا روی تنم خالکوبین
نمیخوام زندگیت بشه داستان من
برو جلو هنوز راه باز مرد
با همه غمایی که داری باز تو بخند
دردا روی تنم خالکوبین
نمیخوام زندگیت بشه داستان من

منو یه جعبه سیگار وقتی درو دیوار
همه ی شب تا صبح رفیق من بود
من بازم وایسادم دنیامو پاس دادم
با همه سختیاش

ببین زندگی چیه از نظر تو؟
یه نامه عاشقانه لابه لای سبد گل؟
ها؟ یه گیتار یه سیگار ترانه خون بیدار
شکست عشقی یا لحظه های خوب دیدار
داداشی واسه ی من عادین اینا
من یه جوونم از نوع مادی بیکار
یه نشه خل لش وخل بازیگر نقش دوم
خودم شدم رد مخ و زندگیم توش رفته گه
نفهمیدم چی شد که عمرو وقتو آب برد
نفهمیدم چی شد که مغز پوکم تاب خورد
خمیم عقبیم نگاه کن به بقلیت
اونم رسید به آرزوشو تورو خواب برد
آخ که دارم تا ته میسوزم
سرنوشت نخ بود منم یه سوزن
خیس خیس زیر بارون.لیز لیز زیر پامون
دنیا داره یادش میره مارو آروم

برو جلو هنوز راه بازه مرد
با همه غمایی که داری باز تو بخند
دردا روی تنم خالکوبین
نمیخوام زندگیت بشه داستان من
برو جلو هنوز راه باز مرد
با همه غمایی که داری باز تو بخند
دردا روی تنم خالکوبین
نمیخوام زندگیت بشه داستان من

مشتی باش عین ما هرکی داشته ادعا
قهرمان قصه هاست سینه سوخته مثل ما
زشت عین خوشگلا جغد باشو خوش صدا
سیری فکر گشنه ها اون بالایی پشت ماست
زنده باش نه زندگی کن گنده باشو بچگی کن
قصه باش نه قصه گو عشقی باش تو فنت قو
خودت باش واقعی رد شو بشکون شاخ دیو
هرچی هستی خر نباش قانع به کم نباش

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 22:9  توسط shahab sahebgharani  |