صادق:

شهر پر شد از صدام از صدات

دم خور شو تو نگام با چشات

به برق توش خیره شو

پلکه ول نیمه شل

استرس زیر شوک

مخه چت میشه صبح

میشه صبح

دو تا عوضی تا خرخره پر

مخا خسته از زر زره دور

حرفای مفتی که قرقره شد

مسیر رو جر بده تو

 

صادق:

پیک ناشنا با سیگاره بعدش

یه عده آشغال که ندارن ارزش

جون دادی پاشون افتادی از چشم

اه... برد و باخت چه کوتاهه مرزش

از خط های پیشونیم و اخم ابروم

بفهمی زخمایی که لخته کرد توم

یه کوه تجربه رو ساختش ازم

که رو به رویام جا راستش ندم

 

سوگند:

من اینم خوب یا بد با بال پرواز

زمینم آسمون پامم رو ابرا

دنبال من نیا تا نری از یاد

من اینم من اینم من اینم

 

صادق:

میره روز میشه شب بعدش هفته

هر کی داشتی بهت زده رفته

همه آدمای دورت پر زدن پیش

بجز گذری یا که خب سر زدن هیچ

تنهایی رو یه جوری بست زدم

که آب زیرم نره و نمی پس ندم

شیرو صبحا بیداری

دود و شش رو میسابیم

عوضی واس من مرضیه

ولی و خستم از این بی خوابی

خواه نخواه از تاریکیا میری تو نور

خاطراتو میریزی تو یه جای دور

یه جایی که دیگه دستت نرسه

هیچ احدی نتونه بگه فکرت نجسه

یه عشق تو قاب داری و آرزو تو پوستر

یه جسم رو پات داری که آرزوتو برده

جدول منم که حل شدنی نیست

احمق نکن باس سر کنم این ریسک

کتاب رندگیمو مو به مو ورق بزنم

کوچه ی سادگیمو رو به روم قدم بزن

نوک قله با مداد رنگیام

پنجره پشتشو به یادم بیار

به یادم بیار حقی که خوردم

سهمی که بردم و زخم رو پشتم

یادم بیار که کیا کشتنم

کیا پشتم بودن و حالا دشمنن

 

سوگند:

من اینم خوب یا بد با بال پرواز

من اینم

دنبال من نیا تا نری از یاد

من اینم

 

من اینم من اینم من اینم

 

صادق:

خستم کرده این مسخره بازیا

دست هست مرگه تو منطقه با اینا

قاضی و داور باور لاشیا

باعث و بانی باختن ناشی هاست

ما پاییزو برگای زردیم

گل شالیز فصلای سردیم

مثل ما تو نسلای بعد نیست

ذاتی پاک و حرفای سنگین

تصویر اصلی و رسما بگیر

تصویر قلبیمو حسرت ببین

خسته ایم مث صدتای دیگه

پرسه تو محور فردای دیده

نه دیگه بازی نکن

پــَــ دلو راضی نکن

جا بگیر تو شهر تن

قد بکش تا حد من

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 15:54  توسط shahab sahebgharani  |